eat to Live, No live to Eat
Avatar

Alireza Diba

Vcard Download vCard   what is this?
Rss_icon

Recent Activity


Filter by:
All
  • به محبوبم بسپار

    به محبوبم بسپار

    که چون شایسته دانستی، دوستم بدار

    لکن از دام عشقم بدار

    که مرغک دچار و پروانه‌ی بیمار

    و لاجرم رؤیت احوال گرفتار و نزار

    هیچ یک برای این مرید راهی باقی نگذارد

    الا فرار…ـ

    ~1 year on
    in brief
  • "از چرخ فلک گردش یکسان مطلب وز دور زمانه، عدل سلطان مطلب گر منزلت هر دو جهان می‌خواهی آزار برای هیــچ..." “از چرخ فلک گردش یکسان مطلب
    وز دور زمانه، عدل سلطان مطلب
    گر منزلت هر دو جهان می‌خواهی
    آزار برای هیــچ انسـان مطلب”

    - ابو سعید ابو‌الخیر
    ~1 year on
    in brief
  • محرمانه

    ناخوش کندت بوی غریبه

    هرچند که خوش بود بطیبه

    ~1 year on
    in brief
  • بهتر از اینها ببینی، اینکه هیچ

    مسحور قابلیت‌های موجود نشوید

    ارزش انتخاب فراتر از اینهاست

    ~1 year on
    in brief
  • موجود، اسب

    به هرکس، بیش از حد معمول، لطف می‌کرد

    و.. فراموش می‌کرد

    اینگونه بود که هر بار، از سوی یکی از آنان، لطفی می‌دید

    می‌توانست، خیال کند، که هنوز روی زمین

    دلیلی برای دوست داشتن، سوای منفعت طلبی، موجود است

    ~1 year on
    in brief
  • خود دانی

    تشکرهایی که نمی‌کنیم روزی به التماس مبدل خواهند شد

    ~1 year on
    in brief
  • سربالا

    تف به جنس خراب بچه‌های این دور و زمونه

    که نمی‌فهمن باید بدون توجه به سهل‌انگاری‌ها و اشتباهات بزرگ ما در تربیتشون

    نباید نااهل و ناسپاس بار بیان

    ~1 year on
    in brief
  • از شوق

    براستی چه درمانده و عاجز است آنکه رد آرزوهایش را تنها درخواب دنبال می‌کند
    و آنکه.. دیریست گونه‌هایش تنها در رخت‌خواب فرصت شبنمی شدن ‌یافته‌اند

    ~1 year on
    in brief
  • داغ جگر، داغ دگر

    هیچ وقت به سرخ لاله‌های داغ‌دار خوب نگاه کرده‌اید؟

    آنها همان عشق‌های سوزانی هستند که تا سراپرده‌ی خاک جرأت

    یا فرصت ابراز نداشته‌اند

    و امروز به انگیزه‌ی رساندن پیامی سر از سینه‌ی خاک برون آورده

    و همچنان منتظرنـد…ـ

    ~1 year on
    in brief
  • در و تخته کارگردان: کسی که قراره نقش آتیش پاره ر بازی کنه باید حرارتشم داشته باشه دیگه، نیست؟
    مشاور: آره، ولی با این کوه یخی که تو برای نقش مقابلش انتخاب کردی.. غیر حرارت بایست تاب مرارت هم داشته باشه
    ~1 year on
    in brief
  • ارزش داره

    من از حال و هوای این موقع سال خوشم میاد؛

     با اینکه آدمو حسابی از کت و کول می‌ندازه

     با اینکه از بس بشور بساب داره پوست دستام رنگشون برمی‌گرده، کناره‌های ناخن‌هام ریش‌ریش و گاهی زخم می‌شه

    با اینکه روال عادی زندگیمو خواه ناخواه برای یه مدتی دچار بهم ریختگی می‌کنه

    ولی یه عشقی توش هست که هر سال نه تنها عجله‌ای برای تموم شدنش ندارم (و از هیچ کس توی کارهای مختلفش کمک نمی‌گیرم)، هربار زودتر از حد لازم شروع می‌کنم، یه طرف خونه را که می‌ریزم و جاروـ‌ پارو می‌کنم.. ادامه نمی‌دم، (برخلاف روال معمول) یکی‌ـ‌دو تا پنجره (از اونایی که خودشون و شیشه‌هاشون پاک شده) را باز می‌ذارم، بعدش هم شب‌ها دیگه سمت تختم نمی‌رم، برای یکی دو شب جای اون وسایلی که حالا برای تمیز کردن حرکتشون داده‌ام، روی زمین با یه ملافه‌ای چیزی می‌خوابم

    هر چی دوست دارید پیش خودتون می‌تونید فکر کنید، ولی مثلاً بنظرم همین زحمتی که تو این مدت، هر دفعه واسه رسیدن به دستشویی و حمام از بین این وسایلی که سر و کول همدیگه سوار شدن برای تردد ایجاد می‌شه خودش یکی از ناب‌ترین لذت‌های این حال و اوضاع می‌تونه باشه (برای من یکی که هست)ـ

    یه بخش مهم دیگه‌ای که شاید بتونم بعنوان اساسی‌ترین دلیل این علاقه از عوامل دیگه جداش کنم، اون مرحله‌ایه که می‌رم سروقت چیزایی که از عهد چپق تا.. همین یکی-دوهفته پیش، به انگیزه‌ی اینکه شاید، یه وقتی، یه جایی به کار بیان، اینور و اون‌ور نگهشون داشته‌ام

    از بازیچه‌های دوران کودکی که تا حالا خیال می‌کردم یه روزی دوباره می‌خواد برام یه خاطره‌ای را زنده کنه، یا شاید یه وقت بخوام به یکی که در آینده… نشونشون بدم گرفته تا همه‌ی وابستگی‌های امور صنفی و معیشتی که دیگه تاریخ مصرفشون گذشته، می‌تکونم بره

    آدم بدنش خورد و خمیر هم که باشه، اگه بدونه از قبل سبک‌تر شده ارزش داره

    اگه بدونه وسط یک عالمه بساط بی‌مصرف اندازه‌ی چندتا خونه‌ی کوچیک هم که شده برای گل و بوته‌های بهاری که هیچ معلوم نیست از کدوم در قراره تو بیاد جا باز کرده.. ارزش داره

    ~1 year on
    in brief
Next page